About
Works
Resources
Contact

روایت نیلوفر شیرانی از اُپن استودیوی یادسپاری

هیچ اطوار دیگری وضعیت معاصر ایران را با این شدت، صبوری و بی‌خیالی برای من به تصویر نکشیده که تصاویر ملاحت کشیده است.

اگر یکی از کالبدهای تیره‌ی جهان ایماژهایش، آستانه‌ی تحملش در هم شکند و مثل یون آزادشده‌ای تمامیت جهان ذهنی و عینی‌اش را ترک کند و از فراز نقطه‌ای نامعلوم در جو، فضا را تحلیل کند، موجود‌هایی را می‌بیند که گویی در سلول شکنجه هستند، انگار لایه‌لایه گل و رسوبات رویشان انباشته می‌شود و هرقدر که انباشت نخاله‌ها بیشتر شود، بیشتر به بیان می‌رسند. به‌قاعده بایستی هر موجود زیر انبوه مهیب بهمنِ درهم‌شکستگی نابود شود ولی بنابر رمز ِبقای نامعلومی، بسان برهم‌پیوستن سلول‌های ناهمگن، از همین  درهم‌شکستن به هم جوش می‌خورد و شکلی می‌گیرد. نقطه‌ی بقایش جایی آنطرف‌تر از ردکردن آستانه‌ی تحمل، فقدان هوا و حتی مرگ است. مثل راه رفتن بی‌تفاوت و نرم در یک کابوس. هیچ اطوار دیگری وضعیت معاصر ایران را با این شدت، صبوری و بی‌خیالی برای من به تصویر نکشیده که تصاویر ملاحت کشیده است. فرم‌هایی که از درهم‌شکستگی به جسمیت ثابت می‌رسند، جسمیت ثابتی که براثر تکرار و فراوانی باز در خود خرد می شود، یکی دیگر، یکی دیگر، رفتار دریا است به گمانم که تمامی ندارد، همچون عجیب‌ترین دریاچه‌ی زمین که توهم یک دریای محصور را دارد.

نیلوفر شیرانی

اردیبهشت چهارصد